مـــــــانداگارانـــــــا

معرفی اماکن شهرستان و قدمت تاریخی مرند

مرند ( اذربایگان )
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸   کلمات کلیدی:

سرزمین سرفراز و سر به زیر و شگفت‌آور آذربایجان (آذربایگان، آذربادگان) با پیشینه چند هزار ساله که یادآور دوران تمدن قوم ماد و هخامنشی است، ترکیب و ساختار طبیعی و جغرافیایی کم‌نظیری دارد که در آن کوهستان و دریا و جنگل و دشت و رود و چشمه‌ها و صخره‌ها به‌گونه‌ای به هم آمیخته‌اند که چشم و دل بیننده را ساعت‌ها به خود مشغول می‌دارند.

 شهرستان مرند که گفته می‌شود به‌نام همسر حضرت نوح(ع)، <مارند> نامیده شده قلعه‌ای گلی به یادگار دارد از دوران صفوی که تا پیش از برج‌سازی و آپارتمان‌سازی، برج‌های آن از داخل شهر نیز پیدا بود و مسجد جامعی است در این شهر که پیش‌تر کلیسا بوده است و گفته می‌شود، نوشته‌ای در آن یافته‌اند حاکی از اینکه خرج مرمت و نگاهداری‌اش را در دل این بنا نهاده‌اند و حد فاصل این شهرستان تا تبریز باغ‌های سیب و امرود و گردو و زردآلوی فراوان به چشم می‌خورد.


 
عکس قدیمی از میدان امام خمینی ( میدان مرکز شهر )
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧   کلمات کلیدی:


 
دریاچه ارومیه از فراز قله علی علمدار
ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢٤   کلمات کلیدی: دریاچه اورمیه

دریاچه اورمیه از فراز کوه علی علمدار


 
بر فراز کوه على علمدار
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠   کلمات کلیدی: علی علمدار ،میشو

زیارتگاه در بالای قلّه علی علمدار


 
روستای دویوجان ( دوگیجان )
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠   کلمات کلیدی: دوگیجان ،دویوجان

دویوجان در 50 کیلومتری شرق مرند از توابع آذربایجان شرقی، بر دامنه‎های قره‎داغ جای گرفته است. این روستای آسفالته دارای 180 خانوار است که دام‎داری و کشاورزی درآمد آنان را تشکیل می‎دهد. دویوجان به سبب ارتفاع‎اش از سطح دریا دارای آب و هوای خنک است. در شرق آن غاری به نام «کوهول» وجود دارد که کف آن از آب پوشیده است.

مردم دویوجان دارای پوشش منحصر به خود است. زنان که پخت نان و دوشیدن شیر را بر عهده دارند پوششی بی‎نظیر از رنگ‎ها دارند. این پوشش هنوز ادامه دارد و از روند تخریب در امان مانده است. عکاسی در این روستا نسبت به روستاییان دیگر استان بی‎دردسر و راحت است اما، دوربین غریبه‎ای که به سوی زنان نشانه رود با مخالفت روبه‎رو خواهد شد.

هر ساله در این روستا آیینی با شرکت همه‎ی زنان و مردمان روستا روی می‎دهد که بنا بر آن، ظهر نوزدهم تیرماه از روستا خارج شده و دسته دسته همراه زنان و بچه‎ها به سوی «پیر» یا «سلطان سنجر» که سلطان زنجیراش می‎گویند حرکت می‎کنند. حصار این پیر از سنگ است. مردم بخشی از راه خاکی را با تراکتور و بقیه را با پای پیاده می‎پیمایند.

عصر پیش از فرو رفتن آفتاب بر بلندی کوه سلطان سنجر رسیده و در میان سنگ‎های تلنبار شده جای می‎گیرند تا پیش از برآمدن آفتاب شاهد گوسفندان‎شان باشند که بر گرد پیر می‎چرخند. این نمایش برای سلامتی و پربرکت بودن دام‎های‎شان خوب است. داستان‎هایی از این آیین‎ها بر سر زبان‎هاست که اعتقادشان را بر آن بیش‎تر می‎کند. اطراف «پیر» پر است از خانواده‎هایی که شب را بر سر آتش به سر می‎برند و جوانانی که بر بلندی این کوه با احساس غرور از آینده‎ی برنامه‎هاشان سخن می‎گویند. از این بلندی روستای زنوزاق، زنوز و مرند دیده می‎شود. این پیر از آنِ مردمان زنوز است که فقط در این روز از سال روستاییان دویوجان زائر آن می‎شوند.

پس از گوسفند گردانی به دور «پیر» و با برآمدن آفتاب مردم به سوی منطقه‎ی «سووانالیق» بین راه روستا و پیر سرازیر می‎شوند. در آن جا گوسفندان دوشیده شده و گاه خرید و فروش می‎شوند. مردم چند گروه شده و هر کدام در گوشه‎ای از دره‎ی بزرگ اوتراق کرده و از مهمانان‎شان پذیرایی می‎کنند. هر گروه از خانواده‎ها سفره‎ای پیش انداخته که از «چوچَه» یا «داستانا»ی پخت خودشان و پنیر و چای چیده شده است. به راحتی می‎توان بر سر سفره‎ها نشسته و با آنان هم سخن شد. چشم انداز این دره با گوسفندان، گاوها، الاغ‎ها و اسبان‎شان خاطره‎ی به یاد ماندنی بر جای می‎گذارد. هوای خنک این منطقه مانع از گرما زدگی‎ست. کودکانی که در این آیین‎ها شرکت دارند کم‎کم یاد می‎گیرند که برای سال آینده نیز باید راهی این دیار شوند و چنین اعتقادی را پا بر جای نگه دارند. عصر مردم آماده‎ی سرازیر شدن به روستای‎شان شده و با خاطره و زیارتی دیگر سالی دیگر می‎آغازند.


 
فیلم سیل مرند و نجات دو نفر از پرسنل راهنمایی و رانندگی از مرگ
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٥   کلمات کلیدی: سیل مرند ،فیلم سیل مرند ،flood marand

پنجشنبه مورخه ٨٩/٣/٢٧ در اثر بارش شدید تگرگ و باران در عرض نیم ساعت سیل شهرستان مرند را فرا گرفت که دیدن این فیلم نشان دهنده شدت وقوع حادثه شد که خوشبختانه تلفات جانی در پی نداشت اما باعث خسارات مالی به اهالی گردید .

در فیلم زیر قدرت الهی و نجات معجزه آسای دو نفر از پرسنل راهنمایی و رانندگی که در کیوسک گرفتار سیل شده بودند را شاهد هستیم .  فیلم زیر نشان دهنده قدرت خداوند معتال است و براستی که باید همیشه شکرگذار نعمتهای بی کران آن خالق یکتا باشیم و برای دوری از بلا همیشه به درگاهش دعا کنیم.

برای دانلود مستقیم فیلم  کلیک کنید

 


 
قسمتی از سفرنامه شاردن در رابطه با مرند
ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٦   کلمات کلیدی: سفرنامه شاردن ،مرند

ایرانیان بر این اعتقادند که اذربایجان از این جهت بدین نام خوانده شده که جایگاه بزرگ ترین و معروف ترین آتشکده از آتشی نگهبانی می شده که از نظر زردشتیان نشان از فروغ یزدان داشته و موبد موبدان یا رهبر همه زردشتیان در آن می زیسته است . گبرها که بازماندگان زردشتیان می باشند و به آتش حرمت بسیار می نهند براین باورند که آتشگاه در محلی بوده که تا شماخی دو روز راه فاصله داشته است . و می گویند هنوز این آتش مقدس که از زیر زمین بیرون می آیأ به شکل شعله ای فروزان است . امتیاز دیگری نیز برای آتش مقدس خود قائلند که بیشتر به شوخی و طنز پردازی شبیه است . آنان می گویند اگر در زمین آتشکده سوراخی ایجاد کنند ، دیگی پرآب رویش بگذارند و چیزی در دیگ بریزند بر اثر حرارت آتش مقدس آب دیگ به جوش می آید و آنچه در آنست پخته می شود .

اما وحه تسمیه آذربایجان به شرحی که پیش از این گفته شد درست است زیرا آز مضاف الیه ار یا اور می باشد که در غالب زبانهای باستانی خاور زمین به معنی آتش ، و پایکان به معنی جایگاه و سرزمین می باشد ، و من از اظهار نظر کسانی که این سرزمین را آسور پایکان نامیده می شود . به عقیده من این تعبیر و تفسیر دارای همان معنی است زیرا آسور نیز از آز و اور که به معنی آتش است مشق شده است .

حضرت موسی آن جا که از نمرود پادشاه بت پرستی که آتش پرستی که آتش پرستی را رواج داد و سرزمینی را که سام از پدرش به میراث یافته بود تصرف کرد سخن به میان می آورد ، می گوید : پسران سام که یکی از آنان آسور بود پس از این که نمرود میراث پدرشان را از ایشان گرفت از آن جا بیرون شدند . بنا براین می توان گفت که آسور را به علت کناره گیریش از روش و آیین آتش پرستان یا به سبب بیرون شدن از سرزمین کلده که در آن زمان آتش پرستی در آن جا رواج داشت به این اسم نامیده است . چنان که فصل یازدهم سفر تکوین نیز بیانگر این واقعیت می باشد . مصنفان قدیم بر این قولند که کلده کشور اوریا سرزمین آتش نامیده می شده ، و بطلمیوس از شهری از آن نام می برد که اوراکو یعنی جایگاه آتش خوانده می شده است . چه "گا" با الف ممدود ، _ گا _ کلمه ای فارسی و به معنی جایگاه و مکان است .

این نکته یاد کردنی است که اسامی قدیمی در طی قرون ، بر اثر آسانگیری و غفلت و نادانی یا بی خبری نسخه برادران یا اختلاف لهجه ها و تلفظات مؤلفان و مصنفان و مترجمان چنان تحریف شده و تغییر یافته که هنگام تطبیق اسامی قدیم با نامهای جدید مشابه یکدیگر نیستند و نباید آنها را یکسان و هم معنی به شمار آورد . از آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که آنان که بر این اعتقادند آذربایجان قسمتی از شمال سوریه است و نام آن از اسم آردوابیگارا پایتخت سوریه گرفته شده سخت در اشتباه می باشند .

ایرانیان این ایالت پهناور را به سه قسمت تقسیم می کنند به این شرح : شیروان و شماخی و آذربایجان . استرابن در کتاب یازدهم خود این سرزمین را فقط به دو قسمت کوچک و بزرگ تقسیم کرده است . بطلمیوس و دیگر جغرافی دانان بزرگ و مشهر به طور کلی درباره این سرزمین تقسیماتی قائل نشده اند .

روز چهاردهم در مسیری که تپه و پشته بسیار داشت پنج فرسنگ پیش رفتیم . راهی که در این روز پیمودیم دنباله راه روزهای پیش در جهت شمال غرب بود . در طرف چپ از دشت وسیعی گذشتیم که میدان جنگ ایرانیان و عثمانیان بوده است . مردم محل به ما توده های عظیمی سنگ نشان دادند و گفتند در همین محل سلطلن سلیم پادشاه عثمانی پسر شاه سلیمان کبیر با شاه اسماعیل پادشاه صفوی جنگیده است .

راه پیمائی آن روز ما در آلاکو پایان یافت . ایرانیان می گویند این شهر را که بر اثر جنگهای ایران و عثمانی ویران شده هلاکو پادشاه تاتارها که قسمت بزرگی از قاره آسیا را زیر فرمان خود درآورد بنا کرد .

روز پانزدهم گرچه راه هموارتر و صاف تر از راه روز پیش بود ، بیشتر پیش نرفتیم ، و در مرند فرود آمدیم . مرند شهری زیبا و خوش منظر و خوبست و قریب دو هزار و پانصد خانه دارد ، و در داخل و بیرون آن باغهای بزرگ و دلگشا بسیار است . این شهر در آخر جلگه ای که به کوهی کوچک منتهی می شود واقع است . شهری است حاصلخیز و زیبا و رودخانه ای به نام زلولو از میان آن می گذرد ، و مردم آب این رودخانه را به جویهای کوچکی تقسیم کرده اند ، و از آنها برای آبیاری باغها و بوستانها و کشتزارهای خود استفاده می کنند . مرند از نخجوان آبادتر ، خوش منظرتر و پرجمعیت تر است و میوه هایش از نظر فراوانی و لطافت و مزه از میوه همه شهرهای سرزمین ماد بهتر است .

قرمزدانه یکی از فراورده های مرند است که به مقدار کم از صحرای اطراف شهر به دست می آید . قرمزدانه را فقط در هشت روز برج اسد جمع آوری می کنند . پیش از این مدت محصول به سبب عدم بلوغ کرم مولد آن نارس می باشد . کرمها در موعد معین برگهایی را که روی آن رشد و نمو کرده اند می شکافند و از میان می روند . ایرانیان به قرمزدانه کرمیس می گویند . این کلمه از کرم گرفته شده و چون این ماده از کرم در وجود می آید آن را بدین نام می خوانند .

بنا بر اندازه گیری و محاسبه ایرانیان مرند در سی و هفت درجه و پنجاه دقیقه عرض شمالی و هشتاد و یک درجه و پانزده دقیقه طول شرقی واقع است ، و برخی بر این عقیده اند که مرند همان شهری است که بطلمیوس آن را مانداگارانا نامیده است . چون مرند و نخجوان آن عظمت و شکوه نداشتند که از آنان نقشه برداری کنند دستور این کار را ندادم . این نکته نیز گفتنی است بنا به روایاتی که از ارامنه روزگاران قدیم نقل شده نوح پیغمبر در مرند به خاک سپرده شده و اصولا" نام این شهر از کلمه ای که در زبان ارمنی به معنی مدفن است اشتقاق یافته است . همچنین می گویند زمانی که هوا کاملا" صاف و زدوده از ابر و گرد و غبار باشد کوهی که کشتی نوح بر سر آن آرام گرفت دیده می شود ، و نیز می گویند به هنگامی که فضا کاملا" صاف و آسمان بی ابر باشد کوه آرارات از تبریز به چشم می نماید .


 
زیبایی - تابستان گرم - مرند
ساعت ۳:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۳۱   کلمات کلیدی: زیبا ،مرند ،گندم زار


 
قسمتی از سردر کاروانسرای ایلخانی الاکی و پناهگاه کوهنوردی در کوه میشو مرند
ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤   کلمات کلیدی:

عکس از میر هدایت سید مرندی

 

 


 
عکس های زیبایی از مرند
ساعت ٢:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤   کلمات کلیدی:

 عکاس (میرهدایت سیدمرندی )


 
← صفحه بعد